ساعت 8 شب
خیابون لارستان
طبقه ی بالای یه کافه ی تاریک
بوی دود
موسیقی لایت
اون که روبه روم نشسته و زل زده تو صورتم
با یه لبخند کج میگه خوشگلی! سرمو میندازم پایین
یه سیگار روشن میکنه میگه میکشی؟
میگم نه
میگه بکش بابا marlboro لایته
ازش میگیرم
میخنده میگه اونجوری نه! ببین اینجوری بگیرش بین دو تا انگشتت .. آفرین! حالا شد
:)پک اول .. سرفه! هه! داره بهم میخنده
پک دوم .. بازم سرفه و طعم تلخ دود
احساس میکنم دود چسبیده به ریمل مژه هام
حالم داره بد میشه ..
پک آخر .. سرگیجه و احساس سرخوشی
+ میخوام انتقاممو از زندگی بگیرم. خب؟
برچسب:
نویسنده: هلن
تاريخ: يکشنبه
9 مهر
1391 ساعت: 5:46